رفتن به محتوای اصلی

ابزارها

نسبت طلا به نقره

قیمت یک گرم طلا تقسیم بر قیمت یک گرم نقره.

محاسبه تقریبی است، نه توصیهٔ سرمایه‌گذاری و نه رأی حقوقی.

هر گرم طلای ۱۸
۲۶٬۳۰۰٬۹۰۰ تومان
هر گرم نقره
۵۰۰٬۳۳۰ تومان
نسبت
۵۲٫۵۷

بازار مرتبط: قیمت نقره · فاکتور طلای ۱۸ عیار · قدرت خرید مبلغ

عددی که این ابزار نشان می‌دهد یک کسر است. صورت، قیمت یک گرم طلای ۱۸ عیار از نرخ مرجع است. مخرج، قیمت یک گرم نقره از ارزان‌ترین نرخی است که همین سایت در آن لحظه برای نقره دارد. خارج‌قسمت، بدون واحد پول است چون تومان بالا و پایین خط حذف می‌شود. معنایش این است که یک گرم از آن طلای مرجع، به لحاظ قیمت، برابر چند گرم از آن نقره است. نه بیشتر.

این کسر، نسبت اونس جهانی طلا به اونس جهانی نقره نیست. نام رایج آن نسبت در بازار جهانی، مقایسهٔ دو فلز تقریباً خالص در بازار لندن و به دلار است. اینجا هر دو فلز خالص نیستند، هر دو از یک میز قیمت نمی‌آیند، و واحد جرم هم اگرچه فرق دارد، علت اصلی فاصله نیست. بقیهٔ متن همین سه ادعا را از هم جدا می‌کند تا عدد تهران با عدد لندن عوضی گرفته نشود.

اونس بودن یا گرم بودن، نسبت را عوض نمی‌کند

اونس تروا ۳۱٫۱۰۳۴۷۶۸ گرم است. اگر قیمت هر اونس را به قیمت هر گرم بدل کنید، باید بر همین عدد بخش کنید. وقتی هر دو فلز را با یک ضریب جرم تبدیل کنید، ضریب در صورت و مخرج یکی است و حذف می‌شود. پس نسبت «هر اونس طلا به هر اونس نقره» با نسبت «هر گرم طلا به هر گرم نقره» برابر است، به شرط آنکه خلوص، ارز و تعریف قیمت یکی باشد. کسی که اختلاف این صفحه با نمودار جهانی را به گرم و اونس نسبت بدهد، علت را غلط نامیده است.

ارز هم به‌تنهایی مقصر نیست. اگر هر دو گرم را با یک نرخ دلار به تومان برسانید، تومان هم حذف می‌شود و نسبت دلاری سر جایش می‌ماند. فاصله وقتی پدید می‌آید که دو طرف کسر، دلار پنهان یکسان نداشته باشند. قیمت مرجع طلای ۱۸ در تهران یک مسیر دارد و ارزان‌ترین گرم نقرهٔ سایت مسیر دیگری. صرف هر مسیر جداست. حاصل، نسبت تومانی تهران است حتی بعد از حذف شدن واحد پول.

صورت کسر، طلای خالص نیست

هجده عیار یعنی هجده جزء از بیست و چهار، یا هفتصد و پنجاه هزارم. در هر گرم از این آلیاژ، حدود سه‌چهارم جرم طلاست و بقیه فلز همراه. نرخ مرجع ۱۸ عیار، قیمت همان آلیاژ است نه قیمت یک گرم طلای با خلوص نزدیک به هزار. بازار لندن برای شمش تحویلی، کف خلوصی نزدیک به طلای خالص می‌گذارد. صورت کسر ما با صورت کسر لندن از همین‌جا جدا می‌شود.

اگر بقیهٔ عوامل واقعاً یکسان بودند، قیمت آلیاژ هجده‌عیار از قیمت هم‌وزن طلای خالص پایین‌تر می‌بود و نسبت تهران از نسبت دو فلز خالص کوچک‌تر دیده می‌شد. در عمل بقیهٔ عوامل یکسان نیستند. نرخ ۱۸ عیار تهران، ترجمهٔ مکانیکی سه چهارم اونس جهانی نیست. تقاضای داخلی، شکل عرضه، و صرف بازار در خود عدد مرجع نشسته‌اند. بنابراین تقسیم کردن نسبت این صفحه بر ۰٫۷۵ و اعلام اینکه «نسبت لندن را ساختم» خطای دوم است. خلوص را باید فهمید، ولی با یک تقسیم ساده نمی‌شود میز لندن را بازسازی کرد.

طلای ۲۴ عیار، اگر جای دیگری در سایت نرخ داشته باشد، صورت این کسر نیست. ابزار نسبت، سراغ ردیف ۲۴ نمی‌رود و ردیف ارزان‌ترین طلای آنلاین را هم به‌جای مرجع نمی‌گذارد. عوض کردن صورت با یک طلای دیگر، کسر دیگری است و نام این صفحه را ندارد. هر بار که دربارهٔ عدد حرف می‌زنید باید بگویید مرجع هجده عیار، وگرنه شنونده یک فلز خالص تصور می‌کند.

مخرج، نقرهٔ نزدیک به خالص است نه آلیاژ زیور

نقره‌ای که در خوراک این سایت برای قیمت گرم می‌آید، نقرهٔ ۹۹۹ است؛ یعنی نزدیک به خالص، نه نقرهٔ جواهر با عیار پایین‌تر و نه ساچمه‌ای که اجرت ساخت در قیمتش حل شده باشد. در نتیجه دو طرف کسر این صفحه از نظر خلوص هم‌جنس نیستند: صورت آلیاژ هجده‌عیار است و مخرج فلزی نزدیک به خالص. نسبت جهانی معمول، دو فلز خالص را کنار هم می‌گذارد. حتی اگر هر دو بازار آرام باشند، این تفاوت تعریف کافی است تا دو عدد یکی نشوند.

فاصلهٔ ۹۹۹ با نقرهٔ کاملاً خالص، در برابر فاصلهٔ هجده عیار با طلای خالص، کوچک است. سنگینی خلوص این کسر روی دوش طلاست نه نقره. اگر کسی بگوید «هر دو طرف ناخالص‌اند پس نسبت به‌هم می‌ریزد»، وزن دو ناخالصی را یکی گرفته است. ناخالصی طلا در این تعریف حدود یک‌چهارم جرم است. ناخالصی نقرهٔ ۹۹۹ در حد هزارم است. این دو را در توضیح شفاهی هم‌اندازه نکنید.

زیور نقره، قاشق و ساچمهٔ صنعتی اگر قیمت جدا داشته باشند، مخرج این ابزار نیستند. مخرج فقط ارزان‌ترین گرمِ موجود در دادهٔ نقرهٔ سایت است. برای دیدن خود تابلو، نه برای عوض کردن کسر، به صفحهٔ نقره بروید. اگر آنجا چند فروشنده بود، این ابزار عامدانه میانه یا گران‌ترین را برنمی‌دارد. کمترین قیمت گرم را می‌گذارد پایین خط.

ارزان‌ترین مخرج، میز لندن را نمایندگی نمی‌کند

انتخاب کمینه یک خاصیت حسابی دارد: هر چه مخرج کوچک‌تر شود، نسبت بزرگ‌تر دیده می‌شود. اگر یکی از نرخ‌های نقره به‌خاطر موجودی، تبلیغ، یا خطای لحظه‌ای پایین باشد و همان، کمینه شود، نسبت بالا می‌رود بدون آنکه طلا تکان خورده باشد. خواندن چنین عددی به‌معنی «طلا نسبت به نقره گران شد» ناقص است. شاید نقرهٔ ارزانِ همان ردیف، نمایندهٔ کل بازار نباشد.

نرخ مرجع طلا از جنس دیگری است. مرجع، کمینهٔ آگهی‌های آنلاین طلا نیست. پس دو سر کسر از دو خانوادهٔ داده می‌آیند: یک چاپ مرجع برای آلیاژ هجده‌عیار، و یک کمینه برای گرم نقره. نسبت جهانی معمولاً دو قیمت هم‌خانواده است، هر دو اونس، هر دو در یک ساعت رسمی، هر دو برای فلز تحویلی استاندارد. ناهم‌خانواده بودن سرها، صرف محلی را ناقرینه می‌کند. اضافه یا کسر هر سر، جداگانه داخل کسر می‌ماند.

صرف محلی را با یک جملهٔ کلی «بازار ایران گران‌تر است» جایگزین نکنید. ممکن است طلای مرجع نسبت به ترجمهٔ سادهٔ جهانی یک اضافه داشته باشد و نقرهٔ ارزان سایت اضافهٔ کمتر، یا حتی تخفیف، داشته باشد. جهت صرف هر فلز را این ابزار جداگانه چاپ نمی‌کند. فقط اثر نسبی‌شان در یک عدد جمع می‌شود. کسی که می‌خواهد خود قیمت گرم را ببیند باید به تابلوی طلا و تابلوی نقره سر بزند، نه اینکه از روی نسبت، جهت هر کدام را حدس بزند.

هر دو قیمت لازم‌اند؛ نسبت دیروز نگهداری نمی‌شود

اگر نرخ مرجع هجده عیار نباشد یا هیچ گرم نقرهٔ مثبتی در خوراک نباشد، نسبت ساخته نمی‌شود. نیمه‌کاره یعنی استفاده از نسبت آخرین باری که هر دو حاضر بودند، در این صفحه ممنوع است. یک نسبت کهنه، دقیق‌نماست: خواننده فکر می‌کند فاصلهٔ دو فلز را «الان» دیده، در حالی که یکی از دو پا در گذشته مانده. حذف عدد، از انتشار آن تصویر بهتر است.

وقتی هر دو نرخ هستند، عدد همان لحظه است. ذخیرهٔ این صفحه، سری تاریخی نسبت را نمی‌سازد و کف و سقف سال را اعلام نمی‌کند. جمله‌هایی مثل «نسبت معمولاً حول یک عدد معروف جهانی می‌چرخد» را هم از این ابزار انتظار نداشته باشید. آن عددهای معروف، حتی اگر در کتاب‌های بازار آمده باشند، ورودی این کسر نیستند و تکرارشان بدون منبع همان روز، ساختن یک سری خیالی است. اینجا فقط خارج‌قسمت دو قیمت حاضر چاپ می‌شود.

با این عدد معامله طراحی نکنید

کاربرد مشروع نسبت، ترجمهٔ قیمت است: یک گرم طلای مرجع هجده‌عیار چند گرم از آن نقرهٔ ارزان می‌ارزد. کاربرد نامشروع، تبدیل همان ترجمه به فرمان تعویض فلز است. بالا بودن نسبت به‌تنهایی نمی‌گوید نقره «جا مانده» و باید جای طلا را بگیرد. پایین بودنش هم نمی‌گوید طلا ارزان است. هر دو فلز می‌توانند هم‌زمان گران یا ارزان باشند و نسبت‌شان کم تکان بخورد. نسبت، سطح قیمت را پاک می‌کند و فقط رابطه را نگه می‌دارد.

هزینهٔ عوض کردن یکی با دیگری در نسبت نیست. فروش طلا و خریدن نقره دو بار فاصلهٔ خرید و فروش، شاید اجرت، شاید هزینهٔ جابه‌جایی فیزیکی، و شاید انتظار برای خریدار نقره دارد. این‌ها می‌توانند بخش بزرگی از اختلافی را که روی کاغذ بین دو گرم دیده می‌شود ببلعند. ابزار، آن اصطکاک را از کسر کم نمی‌کند چون آن را اندازه نگرفته است.

خلوص متفاوت یعنی یک گرم طلای هجده و یک گرم نقرهٔ ۹۹۹ حتی بعد از برابری قیمت، دو موجودی انبار هم‌ارزش از نظر «گرم فلز خالص» نیستند. سه چهارم گرم طلای خالص در برابر تقریباً یک گرم نقرهٔ خالص، مقایسهٔ دو عنصر است نه دو کیسهٔ یکسان. اگر هدف شما نگه داشتن جرم طلای خالص است، این نسبت جوابتان نیست. اگر هدف دیدن هم‌ارزی قیمت در بازار تومان تهران است، همین کسر جواب است و باید با همین محدودیت گفته شود.

چطور عدد را بلند بخوانید

جملهٔ دقیق این است: «با نرخ مرجع امروز، یک گرم طلای ۱۸ عیار به اندازهٔ این تعداد گرم از ارزان‌ترین نقرهٔ ۹۹۹ موجود در FinAI قیمت دارد.» جملهٔ نادقیق این است: «نسبت طلا به نقره در جهان این است.» دومی واحد، خلوص، شهر و منبع را دور می‌ریزد. هر بار که عدد را جایی نقل می‌کنید، چهار قید جملهٔ اول را نگه دارید وگرنه نقل شما به نمودار دیگری اشاره می‌کند.

  • صورت: گرم مرجع هجده عیار، نه اونس خالص و نه ارزان‌ترین آگهی طلا.
  • مخرج: کمینهٔ گرم نقرهٔ سایت، نه میانهٔ فروشنده‌ها و نه نقرهٔ جواهر.
  • واحد پول حذف شده، ولی صرف هر طرف جدا مانده است.
  • ضریب اونس در صورت و مخرج یکی می‌بود و حذف می‌شد؛ پس اختلاف با لندن از اونس بودن نیست.
  • نبود هر کدام از دو نرخ، یعنی نبود نسبت، نه تکرار عدد قبلی.

اگر فردا صورت و مخرج هر دو ده درصد بالا بروند، نسبت ثابت می‌ماند در حالی که هر دو فلز گران‌تر شده‌اند. این ویژگی کسر است و نباید آرامش نسبت را آرامش بازار خواند. برعکس، اگر فقط مخرج پایین بپرد، نسبت بالا می‌رود حتی اگر طلا هیچ حرکتی نکرده باشد. قبل از روایت ساختن، هر دو قیمت خام را جدا ببینید. نسبت، خلاصه است و خلاصه بدون دو جملهٔ اصلی گمراه‌کننده می‌شود.

این ابزار برای کسی است که می‌خواهد رابطهٔ قیمت دو گرم تومانی را بدون سفر به نمودار جهانی بفهمد، و حاضر است بپذیرد که رابطهٔ تهران با رابطهٔ لندن یکی نیست چون خلوص صورت کسر هجده عیار است، مخرج نقرهٔ نزدیک به خالص است، و صرف محلی دو طرف متقارن نیست. خارج از این جمله، عدد را به کار نبرید.

تمامی حقوق این وبسایت برای FinAI محفوظ است.