گرم ۱۸ به مظنه
قیمت هر گرم ۱۸ عیار را به مظنهٔ یک مثقال عیار ۷۰۵ برمیگرداند.
مظنه
۱۱۳,۳۷۰,۱۸۹ تومان
مرتبط
تابلوی طلا در تهران هنوز با «مظنه» نفس میکشد: عددی که معمولاً قیمت یک مثقال صیرفی با خلوص ۷۰۵ در هزار است — همان چیزی که صنف ۱۷ عیار مینامد. خریدار جوانتر گرم ۱۸ را از سایت میخواند. دو عدد کنار هم، بدون پل، دعوا میسازند: «مظنه با گرم شما یکی نیست.» اغلب هیچکدام دروغ نمیگوید؛ تعریف واحد فرق میکند. این صفحه مسیر گرم ۱۸ → مظنه را باز میکند: وارونهٔ تبدیلی که در مثقال و مظنه به گرم از سمت مظنه آمده. ابزار در گرم به مظنه همان ضربها را با نرخی که شما یا تابلو میدهد انجام میدهد.
مظنه اینجا همان قرارداد تهران است: ۴٫۶۰۸۳ گرم، خلوص ۷۰۵. گرم ۱۸ یعنی ۷۵۰ در هزار. اجرت ساخت، سود ویترین و مالیات داخل این پل نیستند — فقط فلز.
چرا تقسیم ساده کافی نیست
اگر قیمت گرم ۱۸ را فقط در ۴٫۶۰۸۳ ضرب کنید، قیمت یک مثقالِ فرضی با خلوص ۷۵۰ را گرفتهاید، نه مظنه ۷۰۵. تابلو مظنه، فلزی با ۹۴ درصد سهم طلای همان مظنه (نسبت ۷۰۵ به ۷۵۰) را قیمت میدهد. پس برای رفتن از گرم ۱۸ به مظنه باید جرم مثقال و نسبت خلوص را با هم در نظر بگیرید. حذف نسبت ۷۰۵/۷۵۰، مظنه را حدود ۶٫۴ درصد بالاتر از قرارداد تهران نشان میدهد — خطایی که در چانهزنی «کم کردن از مظنه» پنهان میماند.
فرمول بسته: مظنه = قیمت گرم ۱۸ × ۴٫۶۰۸۳ × (۷۰۵ ÷ ۷۵۰). ترتیب ضرب و تقسیم در جبر فرق نمیکند. میتوانید اول گرم ۱۸ را به «قیمت یک مثقال اگر ۷۵۰ بود» تبدیل کنید (ضرب در ۴٫۶۰۸۳) و بعد با ۷۰۵/۷۵۰ به مظنه برگردید؛ یا اول گرم معادل ۷۰۵ را دربیارید و بعد در ۴٫۶۰۸۳. هر دو به یک مظنه میرسند اگر ورودی یکسان باشد.
۷۰۵ در برابر ۱۷ تقسیم بر ۲۴
در کتاب درسی، ۱۷ عیار ≈ ۷۰۸٫۳۳۳ در هزار. بازار مظنه تهران ۷۰۵ را میبندد. اختلاف کوچک به نظر میرسد؛ روی مظنه فرضی ده میلیارد تومان، چند ده میلیون جابهجایی میسازد. ابزار FinAI برای پل مظنه، ۷۰۵ را استفاده میکند. اگر طرف مقابل ۷۰۸٫۳ را مبنا گرفته، دو ماشینحساب «نزدیک» ولی یکسان نیستند. قبل از مقایسه تابلو، تعریف خلوص را یکی کنید.
نام «۱۷ عیار» در ویترین گاهی عادت است؛ مظنه هنوز ۷۰۵ است. گرم ۱۸ ویترین ۷۵۰ است. پل بین تابلوها همین دو عدد خلوص است، نه رنگ قطعه.
مثال با گرم ۱۸ فرض؛ مظنه ساخته میشود نه کپی میشود
فرض: هر گرم ۱۸ عیار ۶٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان. این نرخ امروز نیست. قدم اول: ۶٬۰۰۰٬۰۰۰ × ۴٫۶۰۸۳ ≈ ۲۷٬۶۴۹٬۸۰۰ — قیمت یک مثقال جرم با خلوص ۷۵۰. قدم دوم: ضرب در ۷۰۵/۷۵۰ (۰٫۹۴) ≈ ۲۵٬۹۹۰٬۸۱۲. این مظنه متناظر با همان گرم فرض است. اگر کسی فقط قدم اول را «مظنه» خوانده باشد، حدود ۱٬۶۵۹٬۰۰۰ تومان بالاتر از تابلو ۷۰۵ نشان داده — و ممکن است فکر کند بازار ارزانتر است.
وارونه: مظنه ۲۶٬۰۰۰٬۰۰۰ (فرض). گرم ۱۸ = ۲۶٬۰۰۰٬۰۰۰ ÷ ۴٫۶۰۸۳ × (۷۵۰/۷۰۵) ≈ ۶٬۰۰۲٬۰۰۰. رابطه دوطرفه است. برای کنترل، میتوانید دوباره گرم را به مظنه برگردانید و باید به ۲۶ برگردید (با گرد کردن).
تابلو چندتا؛ کدام گرم را وارد میکنید
همزمان ممکن است ببینید: مظنه اتحادیه، گرم ۱۸ یک سایت، گرم ۱۸ مغازه، آبشده نزدیک ۷۵۰. ورودی این ابزار باید قیمت گرم ۱۸ فلز باشد — بدون اجرت. اگر سایت «گرم ۱۸» را با اجرت مخلوط کرده، مظنه خروجی بالا میرود و با تابلو حجره نمیخواند. اگر گرم را از مظنه رسمی ساختید با فرمول درست، باید به همان مظنه برگردید؛ اگر نرسید، یا زمان تابلو فرق دارد یا تعریف خلوص فرق دارد یا یکی از طرفین اجرت قاطی کرده.
شهر دیگر «مظنه» را شلتر به کار میبرد و گاهی همان گرم ۱۸ را مینامد. اگر در اصفهان، مشهد یا تبریز معامله میکنید، بپرسید: «مظنهاتان مثقال ۷۰۵ است؟» این صفحه قرارداد تهران را میبندد مگر ورودی شما عمداً تعریف دیگری باشد.
مظنه برای حرف زدن، گرم برای فاکتور زیور
معاملهگر آبشده و عمده با مظنه سریعتر قیمت میگذارد. فاکتور انگشتر با گرم و اجرت بسته میشود. پل گرم→مظنه برای این است که بفهمید پیشنهاد «پنجاه هزار تومان زیر مظنه» یعنی چه نسبت به گرم ۱۸ی که در ذهن دارید. «زیر مظنه» روی فلز ۷۰۵ است؛ گرم ۱۸ شما ۷۵۰ است. تبدیل بدون ۷۰۵/۷۵۰، زیر مظنه را بیشازحد یا کمازحد نشان میدهد.
در تلفن میشنوید: «مظنه شد بیست و شش و نیم، گرم شما چند؟» اگر گرم ۱۸ را داشته باشید، با این ابزار مظنه را چک میکنید. اگر مظنه را دارید و میخواهید بدانید گرم ۱۸ متناظر چقدر است، مسیر مثقال به گرم همان کار را از جهت دیگر میکند.
اجرت و مظنه؛ دو لایه که جمع نمیشوند
گرم ۱۸ حاصل مظنه، بهای فلز است. روی ویترین، اجرت درصدی به فلز اضافه میشود. اگر گرم فاکتور را با گرم ۱۸ تابلو مقایسه کنید و فاکتور بالاتر بود، لزوماً مظنه «اشتباه» نیست — اجرت است. برعکس، اگر فروشنده گفت «به مظنه فروختم» ولی فاکتور از گرم ۱۸ خالص × وزن خیلی بالاتر است، یا وزن را اشتباه نوشتهاید یا «مظنه» در قراردادش معنای دیگری داشته.
ابزار سهم اجرت از ارزش طلا بعد از فهم گرم و مظنه کمک میکند ببینید چقدر از فاکتور غیرفلز است.
آبشده، سکه، و مرز این تبدیل
آبشده اغلب نزدیک ۷۵۰ معامله میشود؛ پل گرم ۱۸↔مظنه برایش مفید است اگر هر دو طرف ۷۰۵ را برای مظنه بپذیرند. سکه تمام خلوص ۹۰۰ و وزن متفاوت دارد — مظنه را مستقیم روی سکه ننشانید. شمش ۹۹۹ هم خارج از ۷۵۰/۷۰۵ است. این صفحه فقط پل فلز ۱۸ با مظنه ۷۰۵ است.
سکه و شمش مسیر قیمت خود را دارند؛ از صفحه طلا و ابزارهای تخصصی همانها استفاده کنید.
زمان، اسپرد و دلار
مظنه لحظهای و گرم ۱۸ سایت ممکن است دو دقیقه فاصله داشته باشند. در روز پرنوسان، «عدم تطابق» از فرمول نیست از زمان است. اسپرد خرید و فروش مظنه را از گرم ساختنی جدا نگه میدارد: مظنهای که برای فروش فلز به مغازه میدهید با مظنه خرید آبشده یکی نیست. این ابزار یک عدد میگیرد؛ دو طرفه بودن بازار را خودتان اعمال کنید.
انس جهانی و دلار، ریشه حرکت هر دو تابلوست، ولی پل ۷۰۵/۷۵۰ purely داخلی است. دلار عوض شود، هم مظنه و هم گرم ۱۸ میروند؛ نسبت بینشان اگر تعریف یکی باشد ثابت میماند.
گامهای عملی روی پیشخوان
- گرم ۱۸ فلز (بدون اجرت) را از منبعی که با طرف مقابل یکی است بردارید.
- در ابزار وارد کنید؛ مظنه ۷۰۵ متناظر را بخوانید.
- با مظنه اعلامی حجره مقایسه کنید — نه با گرم × ۴٫۶۰۸۳ ساده.
- اگر فاصله بود: زمان، اسپرد، یا تعریف ۷۰۵ را بررسی کنید.
- برای فاکتور زیور، به محاسبه ۱۸ عیار بروید؛ مظنه جای اجرت نیست.
سه اشتباه رایج در «همسازی» تابلو
گرم ۱۸ را در ۴٫۶۰۸۳ ضرب و اسمش را مظنه گذاشتن. مظنه تهران را بر ۴٫۶۰۸۳ تقسیم و خروجی را گرم ۱۸ خواندن بدون ضرب ۷۵۰/۷۰۵. استفاده از ۷۰۸٫۳۳۳ بهجای ۷۰۵ چون «۱۷ عیار درسی است».
هر سه، عدد «نزدیک» تولید میکنند. معامله روی «نزدیک» میلیونها تومان اختلاف دارد.
مثال دوم: حساسیت به نرخ گرم
گرم ۱۸ فرض ۵٬۵۰۰٬۰۰۰. مظنه ≈ ۵٬۵۰۰٬۰۰۰ × ۴٫۶۰۸۳ × ۰٫۹۴ ≈ ۲۳٬۸۲۴٬۰۰۰. اگر گرم به ۶٬۰۰۰٬۰۰۰ برود (+۹٫۰۹٪)، مظنه ≈ ۲۵٬۹۹۰٬۰۰۰ (+۹٫۰۹٪). نسبت خطی است چون ضریبها ثابتاند. پنجصد هزار تومان روی گرم، در این سطح، تقریباً همان درصد روی مظنه — ولی «پنجصد هزار زیر مظنه» در مذاکره، بسته به اینکه مظنه ۲۳ یا ۲۶ باشد، معنای متفاوت دارد. همیشه واحد را بنویسید.
نیم مثقال جرم ۲٫۳۰۴۱۵ گرم است. قیمت نیم مثقال ۷۰۵ = نصف مظنه کامل. قیمت نیم مثقال ۷۵۰ = نصف (گرم ۱۸ × ۴٫۶۰۸۳). این دو «نیم» در مذاکره قاطی میشوند.
خروجی ابزار را چطور بخوانیم
عدد مظنه، پیشنهاد خرید نیست. «باید بخرید» یا «باید بفروشید» نمیگوید. فقط میگوید اگر گرم ۱۸ ورودی شما درست و بدون اجرت باشد و قرارداد ۷۰۵/۷۵۰ تهران باشد، مظنه متناظر چقدر است. برای تصمیم، اسپرد، کارمزد، اجرت و ریسک نگهداری را جدا بیاورید.
اگر چند منبع گرم ۱۸ دیدید، هر کدام مظنه جدا میسازد. منبع را یکی کنید. تابلوی FinAI یک مرجع برای مقایسه است؛ مغازه ممکن است نرخ داخلی داشته باشد.
جمعبندی برای معاملهگر و خریدار
گرم ۱۸ زبان فاکتور و سایت؛ مظنه زبان حجره و آبشده. پل: × ۴٫۶۰۸۳ × ۷۰۵/۷۵۰. بدون این پل، دو طرف فکر میکنند اختلافشان از «کلاهبرداری» است در حالی که یکی ۷۵۰ و یکی ۷۰۵ میفروشد. ابزار گرم به مظنه همان پل را شفاف میکند. عدد روی رسید معامله — با وزن و عیار و زمان — معتبر است؛ هر چیز دیگر آموزش و برآورد است.
- ورودی: گرم ۱۸ فلز، بدون اجرت.
- خروجی: مظنه مثقال ۷۰۵ (تهران).
- ثابتها: ۴٫۶۰۸۳ گرم؛ ۷۰۵/۷۵۰.
- خارج از scope: سکه، شمش ۹۹۹، اجرت، مالیات.
- مسیر معکوس: مثقال به گرم.
وقتی بار بعد کسی گفت «مظنه با گرمت یکی نیست»، اول بپرسید آیا ۷۰۵ را با ۷۵۰ یکی گرفته، آیا ۴٫۶۰۸۳ را درست ضرب کرده، و آیا گرم فاکتور اجرت دارد. سه سؤال، بیشتر دعواها را قبل از امضا تمام میکند.
تمرین ذهنی بدون ماشینحساب
برای تخمین سریع، میتوانید ۴٫۶۰۸۳ را «حدود ۴٫۶» بگیرید و ۷۰۵/۷۵۰ را «حدود ۰٫۹۴» — حاصل تقریبی مظنه ≈ گرم ۱۸ × ۴٫۳۲. مثال: گرم ۵ میلیون → مظنه حدود ۲۱٫۶ میلیون. خطای این تقریب برای چانهزنی اولیه کافی است؛ برای امضا، از ابزار یا رقم کامل استفاده کنید. هدف تمرین، تشخیص «بزرگنمایی» است: اگر کسی مظنهای گفت که از این تقریب خیلی دور است، یا گرم ۱۸ش با اجرت بوده یا تعریف مظنه فرق دارد.
در جلسات کاری طلا، نوشتن فرمول روی تخته — «م = گ × ۴٫۶۰۸۳ × ۰٫۹۴» — زبان مشترک میسازد. حرف «م» و «گ» کوتاه است و اشتباه ضریب را قبل از انتقال پول میگیرد. FinAI همان منطق را در پسزمینه اجرا میکند؛ شما نتیجه را با برچسب مظنه ۷۰۵ میخوانید.