رفتن به محتوای اصلی

ابزارها

فاکتور مس

وزن، خلوص و قیمت هر گرم مس، با اجرت، سود و مالیات روی اجرت و سود.

مالیات بر اجرت و سود

وزن و قیمت مثبت و خلوص بین صفر و صد باشد.

مرتبط

فاکتور طلا با نرخ هر گرم و عیار شروع می‌شود و مشتری خرد آن را روی پیشخوان می‌خواند. فاکتور مس جای دیگری نوشته می‌شود: کنار باسکول، در انبار یک تولیدکنندهٔ سیم و کابل، یا روی میز یک ضایعات‌فروش. وزن آن‌جا به تن اندازه گرفته می‌شود، خلوص به‌جای عیار یک درصد یا یک شرط در قرارداد است، و بخش بزرگی از قیمت نه در خود فلز که در حمل، رطوبت، آلودگی و شرایط پرداخت تعیین می‌شود. این صفحه ابزاری را توضیح می‌دهد که همین سطرها را به ترتیب جمع می‌کند، تا خریدار و فروشنده بدانند عدد روی کاغذ از کجا آمده و کجا بر سر آن می‌شود چانه زد.

ابزار قیمت مس را از اینجا نمی‌خواند و برای فردا هم چیزی پیش‌بینی نمی‌کند. نرخ مرجع را شما از قرارداد، از بورس کالا یا از صفحهٔ مس برمی‌دارید و وارد می‌کنید. هر عدد در مثال‌های زیر فرضی است و فقط برای نشان دادن ترتیب محاسبه آمده است.

مس در چند شکل معامله می‌شود و هر شکل یک قیمت دارد

کاتد مس، که از پالایش به‌دست می‌آید، خالص‌ترین شکل تجاری آن است. استاندارد بازارهای جهانی برای کاتد درجه یک خلوص حداقل ۹۹٫۹۸ درصد تا ۹۹٫۹۹ درصد را می‌خواهد و مبنای قیمت‌گذاری بقیهٔ اشکال است. مفتول مس، که در تولید سیم از آن استفاده می‌شود، خلوص نزدیک به همین دارد ولی برای تبدیل و ریخته‌گری هزینهٔ اضافی در قیمت نشسته است. ضایعات، یعنی سیم برق قدیمی، لوله، پوسته و تراشه، دنیای دیگری است: خلوص هر دسته متفاوت است و بیشتر با درصد و برآورد دیده می‌شود. آلیاژها، مثل برنج و برنز، اصلاً «مس» نیستند و مس را به‌علاوهٔ فلز دیگری دارند. در برنج مقدار مس بسته به نوع بین حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد است و باقی روی.

اگر ابزار از شما «نوع کالا» می‌خواهد، این انتخاب به شما کمک می‌کند ضرایب مناسب را در ذهن داشته باشید و در برچسب خروجی قید شود. ابزار خودش عدد ضریب را از پیش به شما تحمیل نمی‌کند، چون هیچ جدول رسمی ثابتی برای آن وجود ندارد؛ هر قرارداد ضریب خودش را دارد. اما بدانید که معمولاً هرچه شکل فلز از کاتد دورتر باشد، درصد پرداختی نسبت به قیمت کاتد کمتر می‌شود: چون فروشنده باید برای تبدیل، ذوب، پالایش و ریخته‌گری هزینه کند.

ترتیب سطرهای فاکتور

ابزار با وزن ناخالص شروع می‌کند، یعنی آنچه روی باسکول با بار نشان داده می‌شود. وزن خالی وسیله، یا همان تارا، از آن کم می‌شود. فرض کنید ناخالص ۱٫۲۰۰ کیلوگرم و تارای بسته‌بندی و پالت ۲۰ کیلو باشد. وزن خالص ۱٫۱۸۰ کیلوگرم می‌شود. سپس رطوبت و ناخالصی ظاهری، مثل پلاستیک عایق، روغن یا خاک، به‌صورت درصد کم می‌شود. اگر یک درصد باشد، وزن به ۱٫۱۶۸٫۲ کیلو می‌رسد. در سیم‌های روکش‌دار، روکش سهم بزرگی از وزن است و معمولاً به‌جای کسر درصدی، وزن مس خالص آن بر اساس نوع سیم برآورد یا پس از جداسازی وزن می‌شود.

بعد از آن خلوص یا عیار می‌آید. اگر آزمایش یا گواهی تحلیل می‌گوید ۹۸ درصد، مقدار مس موجود حدود ۱٫۱۴۴٫۸ کیلوگرم است. این وزن «مس موجود» است. پس از آن ضریب قابل پرداخت می‌آید: در خرید ضایعات، فروشنده و خریدار معمولاً بر سر درصدی از قیمت کاتد توافق می‌کنند که برای آن دسته معتبر است. اگر ضریب ۹۵ درصد باشد، ۱٫۰۸۷٫۶ کیلوگرم معادل کاتد مبنای پرداخت می‌شود. آخرین مرحله ضرب در قیمت هر کیلو است.

اگر نرخ مرجع جهانی، مثلاً ۹٫۵۰۰ دلار برای هر تن، با نرخ فرضی صد هزار تومان برای هر دلار تبدیل شود، به ۹۵۰ هزار تومان برای هر کیلو می‌رسیم. ارزش فلز ۱٫۰۸۷٫۶ کیلوگرم در این نرخ حدود ۱٫۰۳۳٫۲ میلیون تومان است. مالیات بر ارزش افزودهٔ ۱۰ درصدی حدود ۱۰۳٫۳ میلیون تومان به آن اضافه می‌شود و اگر حمل ۱۲ میلیون تومان باشد، جمع حدود ۱٫۱۴۸٫۵ میلیون تومان می‌شود. اگر این رقم را بر مس موجود در بار بخش کنید، هر کیلو مس موجود حدود ۱٫۰۰۳ میلیون تومان آب می‌خورد، یعنی بیش از نرخ مبنا، به این دلیل که مالیات و حمل را هم شامل می‌شود.

سطرمقدار یا مبلغ فرضینکته
وزن ناخالص / تارا۱٬۲۰۰ / ۲۰ کیلوباسکول معتبر و برگهٔ توزین
پس از کسر رطوبت ۱ درصد۱٬۱۶۸٫۲ کیلوبر وزن خالص اعمال می‌شود
مس موجود با خلوص ۹۸ درصدحدود ۱٬۱۴۴٫۸ کیلوبر پایهٔ آزمایش یا گواهی
پرداختی ۹۵ درصد کاتدحدود ۱٬۰۸۷٫۶ کیلوضریب توافقی
ارزش فلز با ۹۵۰ هزار هر کیلوحدود ۱٬۰۳۳٬۲۱۴٬۰۰۰نرخ فرضی
مالیات ۱۰ درصدحدود ۱۰۳٬۳۲۱٬۰۰۰روی ارزش کالا
حمل۱۲٬۰۰۰٬۰۰۰قابل‌مذاکره

عیار، خلوص یا درصد مس؟

در طلا «عیار» عدد متعارف است. در مس، واژه‌ها متفاوت‌اند و بهتر است همان‌ها را بشناسید. «خلوص» درصد مس خالص در فلز است و مستقیماً از آزمایش به‌دست می‌آید. «درصد مس» برای آلیاژ و ضایعات به‌کار می‌رود. «درجه» برای کاتد به استانداردها اشاره دارد و خود به‌تنهایی عددی ندارد. اگر کسی بگوید «عیار مس ۹۰»، باید بپرسید منظورش درصد مس است یا یک دسته‌بندی بازار. ابزار فقط یک عدد درصد می‌پذیرد و هر درصد را به‌صورت مس موجود تفسیر می‌کند.

یک خطای رایج مقیاس است. اگر خلوص ۹۸ را به‌جای ۹۸ درصد وارد کنید و ابزار آن را ۹۸ برابر ببیند، مبلغ باورنکردنی می‌شود؛ ابزار بیش از ۱۰۰ را رد می‌کند. اشتباه ظریف‌تر خلط خلوص و پاسخ آزمایش است: آزمایش یک نمونه از کل بار، تخمینی است و اگر بار ناهمگن باشد، مثلاً مخلوط سیم و لوله و پوسته، عدد بر همهٔ بار صدق نمی‌کند. در معاملات بزرگ، نمونه‌گیری و داوری یک آزمایشگاه مورد توافق در قرارداد می‌آید. اگر آن را ندارید، حداقل خلوص را در برگهٔ توزین یا قرارداد بنویسید و فاصلهٔ مجاز را هم تعریف کنید.

قیمت مبنا: بورس، جهانی یا توافقی

سه مرجع در عمل دیده می‌شوند. اولی قیمت کاتد در بورس کالای ایران است که به ریال یا تومان و برای هر کیلو یا تن اعلام می‌شود و شرایط تحویل مشخص دارد. دومی قیمت جهانی در بازارهایی مثل بورس فلزات لندن است که به دلار و برای هر تن می‌آید و با نرخ ارز به داخل تبدیل می‌شود. سومی قیمت توافقی در بازار آزاد، مثلاً بین دو بنگاه، که معمولاً بر اساس یکی از آن دو با یک اضافه یا کسر مشخص نوشته می‌شود. ابزار هر سه را می‌پذیرد، چون فقط یک عدد قیمت برای هر کیلو لازم دارد.

تبدیل نرخ جهانی خودش جای خطا دارد: دلار به تومان، تن به کیلو، و تعیین اینکه کدام نرخ ارز در قرارداد مبنا است. اگر نرخ هر تن ۹٫۵۰۰ دلار و دلار صد هزار تومان باشد، هر تن ۹۵۰ میلیون تومان است و هر کیلو ۹۵۰ هزار تومان؛ تقسیم بر هزار را فراموش کنید و رقم هزار برابر می‌شود. ابزار این تبدیل را خودش انجام می‌دهد اگر نرخ را به دلار و در مقیاس تن بدهید، ولی نرخ ارز را شما مشخص می‌کنید و ابزار حدسی نمی‌زند. برای بررسی نرخ تبدیل، صفحهٔ دلار مرجع است.

شرایط پرداخت قیمت را عوض می‌کند

در معاملات صنعتی ایران، قیمت نقد و قیمت چک‌دار با هم فرق دارند. فروشنده‌ای که پول را بلافاصله می‌گیرد، می‌تواند نقدش کند و دوباره خرید کند. فروشنده‌ای که چک سه ماهه می‌گیرد، سه ماه از ارزش زمانی پول محروم می‌شود و معمولاً قیمت بالاتر را درخواست می‌کند. اگر نرخ تأمین مالی را ماهانه ۳ درصد بگیرید، سه ماه یعنی ۱٫۰۳ به توان سه، حدود ۹٫۳ درصد بیشتر. اگر ۲٫۵ درصد باشد حدود ۷٫۷ درصد، و اگر ۴ درصد باشد حدود ۱۲٫۵ درصد. ابزار یک فیلد اختیاری «مدت چک» و «نرخ ماهانه» دارد و قیمت چک‌دار معادل را از قیمت نقد می‌سازد. اگر قیمت نقد ۱٫۱۴۸ میلیارد باشد و چک سه‌ماهه با ۳ درصد در ماه، رقم چک حدود ۱٫۲۵۵ میلیارد می‌شود. تفاوت حدود ۱۰۶٫۵ میلیون تومان پولی نیست که از فلز بیاید؛ هزینهٔ زمان است.

این نکته برای خریدار هم کاربرد دارد: اگر فروشنده قیمت چک‌دار را بالاتر از معادل محاسبه‌شده می‌خواهد، یا فاصله را با تخفیف نقدی مقایسه کنید، ببینید کدام برای شما سودمندتر است. اگر نقدینگی دارید، پرداخت نقد با تخفیف معمولاً از سود بانکی بیشتر بازده دارد. برای دیدن اینکه همان مبلغ در سپرده چقدر سود می‌دهد، سود مرکب سپرده مقایسهٔ ساده‌ای ارائه می‌دهد.

فاکتور رسمی و مالیات

مس کالایی است که اغلب با فاکتور رسمی معامله می‌شود و ثبت آن در سامانهٔ مؤدیان از زنجیرهٔ خرید و فروش مالیاتی جدا نیست. ابزار مالیات بر ارزش افزودهٔ ۱۰ درصدی را به‌صورت گزینه دارد: روشن، روی ارزش کالا؛ خاموش، برای معامله‌ای که خارج از این زنجیره است. نکتهٔ مهم برای بنگاه‌ها این است که مالیات خرید از خروجی کسر می‌شود و بنگاهی که مالیات پرداخت‌شده را به‌عنوان اعتبار استفاده می‌کند، هزینهٔ خالص کمتری دارد. اینکه مالیات واقعاً برای شما هزینه است یا نه، به وضعیت ثبت‌نام و نوع فعالیت بستگی دارد و ابزار آن را نمی‌داند. جمع نهایی که ابزار می‌دهد، مبلغی است که روی فاکتور می‌نویسند، نه هزینهٔ حسابداری بنگاه.

حمل و بارگیری هم جداگانه است. قیمت «درب کارخانه» با «تحویل در انبار خریدار» یکی نیست. اگر هزینهٔ حمل در قیمت لحاظ شده، آن را دوباره جمع نکنید. اگر نه، جداگانه وارد کنید. بیمه، کارمزد باسکول و هزینهٔ تخلیه هم اگر وجود دارد، یک مبلغ کلی در سطر «سایر هزینه‌ها» بنویسید تا در جمع ظاهر شود.

آلیاژها: مس موجود ملاک است

برای برنج، قیمت بر پایهٔ مس موجود نیست، چون روی هم ارزش دارد. ولی ساده‌ترین روش مقایسه این است که مس موجود را حساب کنید و بعد ضریب مناسب بگیرید. ۵۰۰ کیلو برنج با ۶۳ درصد مس حدود ۳۱۵ کیلو مس دارد. اگر خریدار فقط مس را قبول کند و ضریب ۹۰ درصد قیمت کاتد باشد، ارزش حدود ۲۶۹ میلیون تومان با نرخ فرضی بالا می‌شود. اگر فروشنده قیمت بیشتری بخواهد چون روی و قابلیت ریخته‌گری هم ارزش دارد، می‌تواند آن را جداگانه بیاورد. ابزار روی را نمی‌شناسد و فقط محاسبهٔ مس را انجام می‌دهد.

برای ضایعات الکترونیک مثل برد، مس موجود پایین و پراکنده است و آزمایش دقیق لازم است. ابزار به این بارها «مس موجود» را از شما می‌گیرد، نه اینکه خودش حدس بزند. اگر عدد را از چشم بزنید، بیشترین خطا از همین‌جا می‌آید.

اشتباه‌هایی که پول را جابه‌جا می‌کنند

اولین اشتباه، وزن بدون تارا است که بار را بزرگ‌تر از واقع نشان می‌دهد. دومی ضرب کردن خلوص در وزن ناخالص به‌جای وزن پس از رطوبت. سومی استفاده از نرخ کاتد برای کالایی که ضریبش پایین‌تر است. چهارمی خلط تن متریک با تن انگلیسی در قراردادهای بین‌المللی: یک تن متریک ۱٫۰۰۰ کیلوگرم است و تن انگلیسی ۱٫۰۱۶ کیلوگرم. پنجمی ندیدن اینکه نرخ جهانی ممکن است برای تحویل در تاریخ آینده باشد و نرخ ارز در همان تاریخ فرق کند. ششمی فراموش کردن تغییر نرخ بین زمان توافق و زمان تحویل؛ در معاملات با تحویل مؤجل، «قیمت فیکس‌شده» یا «قیمت روز تحویل» باید صریح نوشته شود.

ابزار پیش‌بینی نرخ نمی‌کند و جای کارشناس خرید یا حسابدار را نمی‌گیرد. حاصل یک برآورد از ورودی‌هایی است که شما داده‌اید. اگر معامله‌ای بزرگ است، قبل از پرداخت، وزن را در باسکول دوم کنترل کنید و آزمایش مستقل بگیرید. برای مقایسهٔ این فلز با فلزات گران‌بها، طلا و نقره چارچوب مقایسهٔ فلزات را دارد، و برای نرخ جاری طلا صفحهٔ طلا هست؛ ولی ساختار فاکتورها متفاوت است و عدد یکی را به دیگری منتقل نکنید.

تمامی حقوق این وبسایت برای FinAI محفوظ است.