مقایسه تاریخی دارایی
اگر یک مبلغ را در گذشته به طلا، سکه یا دلار تبدیل کرده بودید، امروز چقدر میشد.
داراییای که قیمت گذشتهاش خالی بماند در مقایسه نمیآید.
مبلغ و دستکم یک جفت قیمت گذشته و امروز را وارد کنید.
مرتبط
جملهٔ «کاش آن موقع طلا خریده بودم» جملهٔ مهمانیهاست، نه جملهٔ حساب. حساب با دو عدد شروع میشود که هر دو را باید خودتان بدهید: قیمتی که در آن روز میتوانستید بخرید، و قیمتی که امروز میتوانید بفروشید. این صفحه نرخهای گذشته را از جایی نمیآورد و آرشیوی از مظنهٔ دلار و سکه و طلا ندارد. دلیل این انتخاب کمکاری نیست. نرخ گذشته در ایران یک عدد نیست؛ بسته به بازار، ساعت، نوع قطعه و حتی اینکه از دست چه کسی خریدهاید فرق میکند. اگر ابزار یکی از آنها را حاکم کند، جواب خیلی تمیز و گمراهکننده میشود. بهجای آن، شما فاکتور یا پیامک بانک یا یادداشت خودتان را باز میکنید و عدد را وارد میکنید. ابزار فقط حساب را درست انجام میدهد.
ورودیها اینهاست: نوع دارایی برای برچسبگذاری، نرخ خرید در گذشته، نرخ فعلی، مدت به سال یا ماه، و اختیاریها یعنی درصد تورم دوره، درصد اسپرد دو طرف و مبلغ سرمایه. خروجیها چند عدد جدا هستند و در یک «امتیاز» ادغام نمیشوند: چند برابر شدن، درصد سود اسمی، سود سالانهٔ مرکب، سود واقعی پس از تورم و تغییر ارزش به تومان. هرکدام سؤال متفاوتی را جواب میدهد و در ادامه هر یک را جدا میخوانیم.
نرخ گذشته را از کجا بیاورید و چه چیزی را باید یادداشت کنید
بهترین منبع خود شماست. فاکتور خرید طلا، رسید خرید سکه، پیامک انتقال ارز به حساب، یا خروجی صرافی رمزارز هر کدام قیمتی ثبت کردهاند که واقعاً پرداخت شده است. این عدد از هر آرشیو عمومی بهتر است، چون هزینهٔ واقعی شماست و اسپرد و اجرت همان روز را درون خود دارد. اگر چنین سندی ندارید و میخواهید فقط یک مقایسهٔ آموزشی بسازید، از آرشیو خبرگزاریها یا سایتهای نرخ استفاده میکنید و باید بدانید عدد آنها معمولاً میانگین یا بستهشدن روز است و ممکن است با معاملهای که شما انجام میدادید فاصله داشته باشد.
هر نرخ را با سه برچسب یادداشت کنید: چه دارایی، چه بازار و چه تاریخ. «دلار» یعنی چه؟ دلار آزاد، دلار صرافیهای مجاز، دلار توافقی یا نیمایی در سالی که آنها وجود داشتند هر کدام عدد خودشان را داشتند. «سکه» هم یعنی طرح جدید یا قدیم، امامی یا بهار آزادی، با یا بدون سررسید پیشفروش. «طلا» اگر به گرم ۱۸ عیار اشاره دارد، همان باید در دو طرف باشد، نه گرم ۱۸ در گذشته و شمش ۲۴ عیار در حال. ابزار نمیتواند این ناهمخوانی را تشخیص بدهد. اگر دو طرف را همنوع ندهید، عدد خروجی درست محاسبه شده ولی دربارهٔ چیز نادرستی است.
واحد پول هم باید یکی باشد. اگر یکی از اسناد قدیمی به ریال و فعلی به تومان است، قبل از وارد کردن یکیشان کنید. تبدیل ریال به تومان کار سادهای است که بیشترین خطای عددی در این مقایسهها را میگیرد: ده برابر اشتباه یعنی «سود هزار درصدی» یا «ضرر ۹۰ درصدی» که واقعی نیست.
پنج عدد از یک جفت نرخ
فرض کنید چهار سال پیش هر گرم طلای ۱۸ عیار را سه میلیون تومان خریدهاید و امروز نه میلیون تومان است. این اعداد فرضیاند و برای نشان دادن مسیر حساب آمدهاند. نخستین خروجی «چند برابر شدن» است: ۹ تقسیم بر ۳، یعنی سه برابر. دومین خروجی درصد سود اسمی است: سه برابر یعنی ۲۰۰ درصد افزایش. هر دو سادهاند و بدون در نظر گرفتن مدت اندکی گمراهکنندهاند، چون ۲۰۰ درصد در یک ماه و ۲۰۰ درصد در ده سال دو ماجرای متفاوتند.
سومین خروجی سود سالانهٔ مرکب است. سه برابر شدن در چهار سال، یعنی ضریب سالانهای که چهار بار در خودش ضرب شود و سه بدهد؛ جذر دوبارهٔ سه حدود ۱٫۳۱۶ است و سود سالانه میشود حدود ۳۱٫۶ درصد. این عدد فقط برای مقایسه با سپرده یا با دارایی دیگری است که مدتش فرق دارد. آنکه ۲۰۰ درصد را در چهار سال دیده، میتواند آن را با سپردهای که سالانه ۲۳ درصد سود داده مقایسه کند و ببیند کدام جلوتر است. برای ساختن این طرف دوم، سود مرکب سپرده همان کار را با نرخ بانکی انجام میدهد.
چهارمین خروجی، سود واقعی است. اگر تورم تجمعی همین چهار سال را ۳۵ درصد در سال بگیریم، قدرت خرید یک تومان به حدود ۳٫۳۲ برابر ضعیفتر شده است (۱٫۳۵ به توان چهار). سه برابر شدن طلا در برابر ۳٫۳۲ برابر شدن قیمتها یعنی ارزش واقعی دارایی حدود ۹٫۷ درصد کم شده، نه ۲۰۰ درصد زیاد. این اعداد نشان میدهند که چرا سود اسمی درخشان لزوماً به معنی ثروتمندتر شدن نیست. فرمول ساده است: نسبت یک بهعلاوهٔ سود اسمی بر یک بهعلاوهٔ تورم، منهای یک. تفریق ساده، یعنی ۲۰۰ منهای ۲۳۲، غلط است و بهجای منفی ۹٫۷ درصد عدد منفی ۳۲ میدهد.
پنجمین خروجی در صورت واردکردن سرمایه ظاهر میشود: اگر ده میلیون تومان در نرخ گذشته خریده بودید، ارزش امروزش چند تومان میشود. این همان جملهای است که مردم در ذهن میگویند، ولی عدد را بدون هیچ مفروضی نمیتوان ساخت. مقدار ده میلیون در طلا یعنی حدود ۳٫۳ گرم، و در دلار، با نرخ فرضی چهل هزار تومان، یعنی ۲۵۰ دلار و هر کدام را تا امروز نگه میداشتید. فرض میشود هزینهٔ نگهداری، اجارهٔ صندوق امانات و هر هزینهٔ جانبی صفر بوده است.
اسپرد دو طرف را حذف نکنید
قیمتی که در پیامرسانها و سایتهای نرخ میخوانید معمولاً یک مظنه است، نه قیمت خرید شما و نه قیمت فروش شما. شما در روز خرید بالاتر از مظنه خریدهاید و امروز پایینتر از مظنه میفروشید. مثلاً اگر طلا را همان روز با مظنهای که سه میلیون خواندهاید و دو درصد گرانتر خریده باشید، یعنی سه میلیون و شصت هزار، و امروز با دو درصد کمتر از نه میلیون بفروشید، یعنی ۸ میلیون و ۸۲۰ هزار، نسبت میشود حدود ۲٫۸۸ نه ۳. سود سالانه از ۳۱٫۶ به حدود ۳۰٫۳ درصد میرسد. اختلاف خیلی نیست، ولی همین کوچکنمایی در داراییهای دارای اسپرد بزرگتر، مثل بعضی رمزارزهای کمحجم یا طلای ساختهشده، چند ده درصد از سود را میخورد. برای دیدن ساختار خود اسپرد، اسپرد خرید و فروش جدا شرح داده شده است.
در طلای زیور موضوع از این هم سنگینتر است. اگر خرید با اجرت و سود و مالیات بوده، نرخ خرید مؤثر شما از مظنه خیلی بالاتر است و فروش به قیمت فلز خام انجام میشود. ابزار این را نمیداند چون فقط یک نرخ میگیرد. در آن حالت نرخ خرید مؤثر را از فاکتور خودتان محاسبه کنید و بهجای مظنهٔ آن روز وارد کنید. برای آنکه چنین عددی را بسازید، نقطهٔ سربهسر فاکتور طلا ساختار فاکتور را باز میکند.
طلا، سکه و دلار سه مقایسهٔ متفاوتند
در ظاهر هر سه را میشود با یک فرمول حساب کرد. ولی تفاوت ماهیتشان باعث میشود نتیجه را یکسان نخوانید. طلای ۱۸ عیار کالایی است که قیمتش از اونس جهانی و دلار آزاد میآید، و در این مقایسهها تاریخها اهمیت دارند چون هر دو متغیر میتوانستند در آن بازه حرکت کنند. سکه علاوه بر آن یک جزء حباب دارد که ممکن است در دو تاریخ بسیار متفاوت باشد. اگر سال خرید حباب سنگین داشته و امروز کم است، رشد سکه ضعیفتر از رشد طلا دیده میشود، و این به معنی بد بودن سکه نیست، به معنی بزرگتر بودن قسمتی است که در آن روز پرداختهاید. حباب سکه این جزء را جدا میکند.
دلار از این دو اساساً متفاوت است چون شاخص تورم داخلی را ندارد. دلار آمریکا خودش در دنیای واقعی تورم دارد، ولی در محاسبهٔ شما، که به تومان است، فقط نرخ تبدیل مهم است. دلار در ایران چند سال متوالی با قیمتهایی معامله شده که قیمت رسمی با آن همخوانی نداشته. اگر نرخ خریدی که وارد میکنید دلار نیمایی یا ارز با نرخ دولتی بوده، خروجی «سود» تنها در برابر دلاری که امروز آزاد میفروشید معنی ندارد، چون دو کالا یکسان نیستند. نرخهای دلار و سایر ارزها را از صفحهٔ دلار ببینید، ولی نرخ گذشته را بهدلخواه از خود صفحه نگیرید.
اگر دارایی شما رمزارز بوده، دو ابهام اضافه میشود. نخست اینکه قیمت به تومان بوده یا به تتر یا دلار. دوم اینکه صرافی ایرانی با کارمزد معامله، و گاهی با فاصلهای از نرخ جهانی، کار میکرده است. اگر نرخ گذشته را به دلار از یک جدول جهانی بگیرید و نرخ امروز را به تومان از صرافی، حاصل ضرب تورم تومان و تغییر قیمت رمزارز است و دو چیز را در یک عدد خلط میکند. بهتر است هر دو طرف به یک ارز و یک بازار باشند. برای مقایسهٔ خود تتر با دلار، تتر در برابر دلار جدا بررسی میشود، و فهرست قیمتها در صفحهٔ رمزارز است.
انتخاب تاریخ شروع نتیجه را میسازد
سؤال «اگر چهار سال پیش خریده بودم» نتیجهاش بستگی دارد به اینکه این چهار سال از کجا آغاز شود. اگر تاریخ شروع درست پیش از یک جهش باشد، جواب درخشان است و اگر درست پس از یک اوج باشد، جواب ضعیف. این خطا را «انتخاب هدفمند نقطهٔ شروع» مینامند و در تقریباً همهٔ مقایسههای تاریخی پنهان است. برای مقابله با آن، چند تاریخ شروع مختلف را با فاصلهٔ سه ماه امتحان کنید. اگر نتیجه با جابهجایی کوچک تغییر شدید میکند، آن عدد یک واقعیت پایدار دربارهٔ دارایی نیست، بلکه تصویری است از آن روز.
خطای دیگر «حافظهٔ گزینشی» است: داراییای را مقایسه میکنید که میدانید بالا رفته. هیچکس از «اگر در آن سال فلان سهم یا فلان ارز را خریده بودم و صفر شده بود» آگاه نمیشود چون چنین مقایسهای را انجام نمیدهد. اگر هدف تصمیمگیری برای آینده است، سه دارایی را کنار هم بگذارید، یکی که بالا رفت، یکی که کمتر رفت، و یکی که رکود داشت، و بپرسید در آن تاریخ چه دلیلی داشتید که فقط یکی را انتخاب کنید. ابزار این سؤال را نمیپرسد ولی شما میتوانید دو بار آن را اجرا کنید و جوابها را کنار هم ببینید. اگر میخواهید یک مبلغ ثابت را بین چند دارایی در طول زمان مقایسه کنید، مقایسهٔ ده میلیون این قالب را با نرخهای جاری دارد.
مدت را درست حساب کنید
«چهار سال» در ذهن شما شاید سه سال و هفت ماه باشد. در محاسبهٔ سود سالانهٔ مرکب مدت بهصورت کسری از سال وارد میشود و یک ماه اختلاف میتواند چند درصد در سود سالانه ایجاد کند. بهتر است مدت را به ماه کامل بدهید یا تاریخ دقیق را از سند بخوانید. سال شمسی ۳۶۵ روز است، با یک روز اضافه در سالهای کبیسه، و ابزار برای راحتی همان ۳۶۵ را بهکار میبرد. در بازههای چندساله این تفاوت ناچیز است ولی در بازههای سهماهه فرق میکند. برای بازههای کمتر از شش ماه هم سود سالانه اصلاً معنیدار نیست، چون عدد حاصل نمایی از یک حرکت کوتاه است. در آن حالت فقط سود اسمی و چند برابر شدن را بخوانید.
اگر مدتهای نگهداری چند خرید پراکنده دارید، یک جفت نرخ کافی نیست. هر خرید باید جدا وارد شود یا از روش میانگین خرید دورهای استفاده شود که در میانگین خرید دورهای توضیح داده شده است.
این ابزار پیشبینی نیست و قضاوت هم نمیکند
جواب این صفحه همیشه در گذشتهنگر است. اگر سه برابر شدن طلا را دیدید، معنیاش این نیست که سه برابر شدن بعدی در راه است. اگر دلار از طلا عقب افتاد، به معنی ضعف دائمی دلار نیست. سود گذشته ریسک آینده را از بین نمیبرد و حتی نمیگوید در همان گذشته چقدر ریسک وجود داشت: یک دارایی که ۳۱ درصد در سال داده، ممکن است در میانه راه ۴۰ درصد افت کرده باشد و کسی را به فروش ترسانده باشد. ابزار نوسان میانه را نمیبیند چون فقط دو نقطه میگیرد.
مالیات، کارمزد کارگزار و هزینهٔ نگهداری هم جز در فیلد اسپرد وارد نمیشوند. اگر دارایی شما در بازار رسمی با مالیات بر نقل و انتقال معامله میشد، آن را از نرخ فروش کم کنید و بعد وارد کنید. ابزار خودش چیزی کم نمیکند. و در پایان یادآوری ساده: هر عددی را که میبینید با نرخهایی ساخته شده که خودتان دادهاید. اگر نرخ خریدی که یادداشت کرده بودید اشتباه باشد، حاصل هم اشتباه است و ابزار نمیتواند آن را پیش از شما ببیند. برای طلای امروز صفحهٔ طلا و برای سکه تابلوی سکه نرخ فعلی را دارند؛ از آنها فقط برای نرخ امروز استفاده کنید، نه برای ساختن نرخ گذشته.